تبليغاتX
فانوس عشق


وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود .زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

راز دل

راز دل

در روزهای خشک بی ترانگی بهترین لحظه هایم در کنار تو می گذرد . آهنگ دلنشین قلبت  آرامم

می کند. و خوابم را می آشوبد. با دستانت اشکهایم را می زدایی و مثل همیشه سردی دستانم را

به گرمای دستانت می سپارم ...

در کنارت سحرم به تاریکی شب لبخند می زند و رویاهایم از گلبرگهای سرخ تن پوشی می سازد.

روزهای پاییزیم همنشین بهار می شود...

خوشبختی عظیمی است با تو بودن و با عطر نفسهای عزیز تو خیابانهای سر گشتگی را پیمودن...

 


+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 1385/12/21 و ساعت 10:22 قبل از ظهر |
Template Designer: kiyanoosh ansari - kiyansoft | © 2005 - 2006 mastenegah.Blogfa.Com